تبلیغات
یادداشت‌های من - انسان واقعی
پنجشنبه 30 مهر 1388

انسان واقعی

   نوشته شده توسط: بهزاد    

شیخ ابوسعید ابوالخیر را گفتند: «فلان کس بر روی آب می‌رود.» گفت: «سهل است، بزغی (قوربافه) و صعوه‌ای (مرغ بسیار کوچک) نیز برود.» گفتند: «فلان کس در هوا می‌پرد.» گفت: «مگسی و زغنه‌ای (از پرندگان شکاری) می‌پرد.» گفتند: «فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌شود.» شیخ گفت: «شیطان نیز در یک نَفَس از مشرق به مغرب می‌رود. این چنین چیزها را بس قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخورد و در میان بازار در میان خلق ستد و داد کند و با خلق بیامزید و یک لحظه، به دل، از خدای غافل نباشد.»

اسرارالتوحید، ص 199