تبلیغات
یادداشت‌های من - زنی كه جز قرآن نمی‌گفت
چهارشنبه 8 مهر 1388

زنی كه جز قرآن نمی‌گفت

   نوشته شده توسط: بهزاد    

در بادیه، زنی را دیدم؛ گفتم كیستی؟

جواب داد: «و قل سلام فسوف یعلمون»: و بگو به سلامت! پس زودا كه بدانند (1)

از قرائت آیه فهمیدم كه می‌گوید اول سلام كن، سپس سؤال كن كه سلام، علامت ادب و وظیفه وارد بر مورود است. به او سلام كردم و گفتم در این بیابان، آن هم با تن تنها چه می‌كنی؟

پاسخ داد: «من یهدالله فماله من مضل»: هر كه را خدا هدایت كند، گمراه‌كننده‌ای ندارد.(2)

از آیه شریفه دانستم راه را گم كرده ولی برای یافتن مقصد به حضرت حق جل و علا، امیدوار است. گفتم: جنی یا آدم؟

جواب داد: «یا بنی آدم خذوا زینتكم عند كل مسجد»: ای فرزندان آدم! جامه خود را در هر نمازی برگیرید.(3)

از قرائت این آیه درك كردم كه از آدمیان است. گفتم: از كجا می‌آیی؟

پاسخ داد: «ینادون من مكان بعید»: آنان را از جایی دور ندا می‌دهند.(4)

از خواندن این آیه پی بردم كه از راه دور می‌آید. گفتم: كجا می‌روی؟

جواب داد: «ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا»: و برای خدا، حج آن خانه، برعهده مردم است. البته بر كسی كه بتواند به سوی آن راه یابد.(5)

فهمیدم قصد خانه خدا دارد. گفتم چند روز است حركت كرده‌ای؟

پاسخ داد: «و لقد خلقنا السموات والارض و ما بینهما فی سته ایام»: و در حقیقت، آسمان‌ها و زمین و آنچه را كه میان آن دو است در شش هنگام آفریدیم.(6)

فهمیدم شش روز است از شهر خود حركت كرده و به سوی مكه معظمه می‌رود. پرسیدم: غذا خورده‌ای؟

جواب داد: «لایكلف الله نفساً الا وسعها»: خداوند هیچكس را جز به قدر توانایی‌اش تكلیف نمی‌كند.(7)

فهمیدم كه به اندازه من در مسئله حركت و تندروی، قدرت ندارد. به او گفتم: بر مركب من در ردیف من سوار شو تا به مقصد برویم.

پاسخ داد: «لوكان فیهماء الهةً الاالله لفسدتا»: اگر در آنها (آسمان و زمین) جز خدا، خدایانی دیگر وجود داشت، قطعاً زمین و آسمان تباه می‌شد.(8)

معلوم شد كه تماس بدن زن و مرد در یك مركب یا یك خانه یا یك محل موجب فساد است، به همین خاطر از مركب پیاده شدم و به او گفتم شما به تنهایی بر مركب سوار شو؛ چون بر مركب قرار گرفت،

گفت: «سبحان الذی سخرلنا هذا و ما كنا له مقرنین»: پاك است كسی كه این را برای ما رام كرد (وگرنه) ما را یارای (رام ساختن) آنها نبود.(9)

چون این آیه را قرائت كرد فهمیدم در مقام شكر حق برآمده و از عنایت خداوند عزیز، سخت خوشحال است.وقتی به قافله رسیدیم گفتم: در این قافله آشنایی داری؟

جواب داد: «و ما محمد الارسول قدخلت من قبله الرسل»: و محمد جز فرستاده‌ای كه پیش از او هم پیامبرانی آمده و گذشتند نیست.(10) «یا یحی خذالكتاب بقوة»: ای یحیی! كتاب خدا را به جد و جهد بگیر.(11) «یا موسی انی اناالله»: ای موسی! منم، من، خداوند، پروردگار جهانیان. (12) یا داوود «انا جعلناك خلیفة فی‌الارض»: ای داوود: ما تو را در زمین، خلیفه و جانشین گردانیدیم.(13)

از قرائت این چهار آیه دانستم چهار آشنا به نام‌های محمد و یحیی و موسی و داوود در قافله دارد.

چون آن چهار نفر نزدیك آمدند، این آیه را خواند: «المال و البنون زینة الحیوة الدنیا»: مال و پسران، زیور زندگی دنیایند.(14)

فهمیدم این چهار نفر پسران اویند،

به آنان گفت: «یا ابت استأجره ان خیر من استأجرت القوی الامین»: ای پدر! او را استخدام كن، چرا كه بهترین است كه استخدام می‌كنی.(15)

از قرائت این آیه فهمیدم به فرزندانش می‌گوید: به این مرد زحمت كشیده امین، مزد بدهید،

چون فرزندانش به من مقداری درهم و دینار دادند و او حس كرد كم است، این آیه را خواند: «والله یضاعف لمن یشاء»: و خداوند برای هر كس كه بخواهد (آن را) چندبرابر می‌كند.(16)

یعنی به مزد او اضافه كنید. «از وضع آن زن، سخت به تعجب آمده بودم، به فرزندانش گفتم این زن با كمال كه نمونه او را ندیده بودم و نشنیده بودم كیست؟ جواب دادند: ای مرد! این زن، حضرت فضه، خادمه حضرت زهرا (س) است كه بیست سال جز قرآن سخن نگفته است.

«برگرفته از كتاب عرفان اسلامی به نقل از ابوالقاسم قشیری»


1- زخرف/89 * 2- زمر/37 * 3- اعراف/31 * 4- فصلت/44 * 5-‌ آل عمران/97 *
6- ق/38 * 7- بقره/286 * 8- انبیاء/22 * 9- زخرف/13 * 10- آل عمران/144 * 11- مریم/12 * 12- قصص/30 * 13- ص/26 * 14- كهف/46  * 15- قصص/26 * 16- بقره/261.